محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6499
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد و چون بدانستند كه نيرنگشان نگرفت ، جبايى و سليمان در كشتيها و زورقها بيامدند . ابو العباس ياران خويش را نكو آراسته بود ، به نصير معروف به ابو حمزه گفت كه در كشتيهاى خويش به مقابلهء آنها رود . ابو العباس از اسبى كه بر آن نشسته بود پياده شد و يكى از كشتيهاى خويش را كه غزال ناميده بود خواست و سر ملوان خويش محمد بن شعيب را دستور داد كه براى آن كشتى پاروزنان برگزيند . جمعى از ياران و غلامان خويش را نيز برگزيد و نيزه به آنها داد و سوارانشان را بگفت تا همراه وى بر كنار نهر روان شوند و به آنها گفت تا توانيد از رهسپردن نمانيد تا وقتى كه نهرها راهتان را ببرد . بگفت تا بعضى اسبانى را كه در بردودا بود عبور دهند . نبرد ميان دو گروه درگرفت . عرصهء نبرد از حد دهكدهء رمل تا رصافه بود . عاقبت هزيمت بر زنگيان افتاد و ياران ابو العباس چهارده كشتى به تصرف آوردند . سليمان و جبايى از آن پس كه نزديك هلاكت بودند پياده گريختند و اسبانشان با زيور و لوازم گرفته شد ، همه سپاهشان برفت و هيچكس از آنها واپس نيامد تا به طهيثا رسيدند و همه لوازم و اثاث را كه همراه داشتند از دست دادند . ابو العباس بازگشت ، در اردوگاه خويش در عمر بماند و بگفت تا كشتيها و زورقهايى را كه از زنگيان گرفته بودند اصلاح كنند و مردان در آن نهند . پس از آن زنگيان بيست روز ببودند و هيچكس از آنها نمودار نمىشد . جبايى هر سه روز يك بار با پيشتازان مىآمد و بازمىگشت . بالاى نهر سنداد چاهها بكند و سيخهاى آهنين در آن نهاد و آن را با حصيرها بپوشانيد و محل آن را نهان كرد و همانند راه اسبان كرد كه رهگذران در آن روند . از آن پس به كنار اردوگاه مىآمد و متعرض مردم آن مىشد و سواران به تعاقب وى برون مىشدند . يكى از روزها بيامد كه سواران ، وى را تعقيب كردند چنان كه مىكرده بودند ، اسب يكى از فرغانيان در يكى از چاهها افتاد و ياران ابو العباس از افتادن وى از تدبيرى كه جبايى كرده بود خبر يافتند ( 561 و از آن حذر كردند و از پيمودن آن راه بازماندند .